روزی سوراخ کوچکی در یک پیله ظاهر شد . شخصی نشست و
ساعت ها تقلای پروانه را برای بیرون آمدن از سوراخ کوچک پیله
تماشا کرد . ناگهان تقلای پروانه متوقف شد و به نظر رسید که
خسته شده و دیگر نمی تواند به تلاشش ادامه دهد . آن
شخص مصمم شد به پروانه کمک کند و با برش قیچی سوراخ پیله
را گشاد کرد . پروانه به راحتی از پیله خارج شد اما جثه اش ضعیف
و بال هایش چروکیده بودند .
آن شخص به تماشای پروانه ادامه داد . او انتظار داشت ، پر پروانه
گسترده و مستحکم شود و از جثه ی او محافظت کند اما چنین نشد .
آن شخص مهربان نفهمید که محدودیت پیله و تقلا برای خارج شدن از
سوراخ ریز آن را ، خدا برای پروانه قرار داده بود تا به آن وسیله مایعی از
بدنش خارج شود و پس از خروج از پیله ، به او امکان پرواز دهد .
گاهی اوقات در زندگی فقط به تقلا نیاز داریم . اگر خداوند مقرر می کرد ،
بدون هیچ مشکلی زندگی کنیم ، فلج می شدیم و به اندازه ی کافی
قوی نمی شدیم و نمی توانستیم پرواز کنیم !
تهیه و تنظیم : مائده یحیی پور